بررسی رویکردهای دولت «تدبیر و امید» در حوزهی سیاست
در روز چهارشنبه، 29 خرداد، نشستی با موضوع «رویکرد دولت تدبیر و امید در حوزهی سیاست» در شبکهی رادیویی «گفتوگو» با حضور کارشناسان اندیشکدهی برهان برگزار شد.
گروه سیاسی برهان؛ در روز چهارشنبه 29 خرداد، نشستی با موضوع «رویکرد دولت تدبیر و امید در حوزهی سیاست» در شبکهی رادیویی «گفتوگو» با حضور کارشناسان اندیشکدهی برهان برگزار شد. میهمانان تلفنی این برنامه سید جلال ساداتیان، کارشناس مسائل بینالملل؛ احمد ترکان، وزیر دولتهای پنجم و ششم و سید احمدرضا دستغیب، نایبرئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نهم و کارشناسان حاضر در استودیوی رادیو گفتوگو پیمان فراهانی، عضو هیئت تحریریهی اندیشکدهی برهان و داوود صلاحی، مسئول پژوهشهای اندیشکدهی برهان بودند.
منبع: سایت برهان
نشست رادیویی شبکهی «گفتوگو» با حضور کارشناسان «برهان»
بررسی رویکردهای دولت «تدبیر و امید» در حوزهی سیاست
در روز چهارشنبه، 29 خرداد، نشستی با موضوع «رویکرد دولت تدبیر و امید در حوزهی سیاست» در شبکهی رادیویی «گفتوگو» با حضور کارشناسان اندیشکدهی برهان برگزار شد.
گروه سیاسی برهان؛ در روز چهارشنبه 29 خرداد، نشستی با موضوع «رویکرد دولت تدبیر و امید در حوزهی سیاست» در شبکهی رادیویی «گفتوگو» با حضور کارشناسان اندیشکدهی برهان برگزار شد. میهمانان تلفنی این برنامه سید جلال ساداتیان، کارشناس مسائل بینالملل؛ احمد ترکان، وزیر دولتهای پنجم و ششم و سید احمدرضا دستغیب، نایبرئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نهم و کارشناسان حاضر در استودیوی رادیو گفتوگو پیمان فراهانی، عضو هیئت تحریریهی اندیشکدهی برهان و داوود صلاحی، مسئول پژوهشهای اندیشکدهی برهان بودند.
مهمترین مطالب مطرحشده از سوی کارشناسان برهان در این نشست به شرح زیر است:
- دولت یازدهم در دل روند انقلاب اسلامی تعریف میشود. اگر از منظر بالا به این دولت نگاه کنیم، باید آن را بخشی از حرکت عظیم انقلاب بدانیم. این دولت میتواند دولتی پیشبرنده، منفعل یا بازدارنده در بُعد داخلی باشد؛ اما مهم این است که به این روند و این دولت از بُعد جهانی و بیرونی نگاه شود.
- دولت یازدهم در دل دههی چهارم انقلاب اسلامی قرار دارد، دههی چهارم انقلاب را رهبر معظم انقلاب با عنوان دههی «پیشرفت و عدالت» نامگذاری کردهاند. در مورد این موضوع در مناظرههای انتخاباتی بحث بسیار بود. سه نوع نگاه در مورد این موضوع وجود دارد؛ نگاهی که عدالت را مقدم بر پیشرفت میداند، دیگری نگاهی که پیشرفت را مقدم بر عدالت میداند که هر دوی اینها نگاههای غلطی است و نمایندگانی در دولتهای پیشین داشته است. اما نگاه صحیح آن چیزی است که رهبر معظم انقلاب سال گذشته در حرم مطهر امام (رحمت الله علیه) آن را تبیین کردند؛ بدین شرح که عدالت در دل پیشرفت قرار دارد و پیشرفت توأمان با عدالت باید پیش رود. اگر اشتباه نکنم، رهبری بیش از هفت هزار بار، از کلیدواژهی «پیشرفت و عدالت» در صحبتهای خودشان استفاده کردهاند و این نشان از اهمیت والای این موضوع دارد. لذا دولت آتی باید بر روی این ریل حرکت کند و دچار افراط و تفریط در توازن پیشرفت و عدالت نشود.
- در عالم سیاست، بحثی با عنوان دوگانهی گفتمانی غالبـرقیب وجود دارد که منجر به حذف یا روی کار آمدن دولتها میشود. در دولت پنجم و ششم ضعفهایی وجود داشت که منجر به رأیآوری دولت هفتم و هشتم شد. این ضعف ناشی از تمرکز صرف به مسائل اقتصادی و توجه کمتر به مسائل سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بود. ضعفهای دولت هفتم و هشتم در عدالتخواهی، عدم توجه به قشر ضعیف و تمرکز بیشتر بر مسائل تئوریک و دانشگاهی بود که منجر به رأیآوری دولت بعدی شد. در دولت نهم و دهم شاهد بروز جریانات انحرافی در گفتمان انقلاب اسلامی و از بین رفتن روحیهی امید در بین مردم و کمبود تدبیر در ادارهی کشور بودیم که این ضعف منجر به رأیآوری دولت «تدبیر و امید» شد. سوءتدبیر و نارضایتی مردم، ناشی از مشکلات معیشتی و سوءمدیریت در دولت قبل بود. دولتی در این دوره رأی آورد که شعارهایش ناظر به ضعفهای دولت قبل بود.
- منش انقلاب، اعتدال است و خط اعتدال جزئی از روند انقلاب اسلامی تعریف میشود. آقای هاشمی جزئی از انقلاب اسلامی و داخل جمهوری اسلامی و ذیل قانون تعریف میشود. اگر ما شورای نگهبان را فصلالخطاب در امر تأیید صلاحیت بدانیم، امروز نباید از مسئلهی رد صلاحت آقای هاشمی به عنوان تنگنظری یاد کنیم.
- پیگیری خط اعتدال، با این روند که اتفاقات گذشته را کالبدشکافی کنیم، امری غیرممکن است. ما از این برهه عبور کردهایم و حماسهی سیاسی را رقم زدهایم. اگر بخواهیم به عقب بازگردیم و بعضی موارد را بازتعریف کنیم و به حواشی بیشتر بپردازیم، دیگر نمیتوانیم دولت اعتدال داشته باشیم.
- اینکه راه رفته را بازگردیم، یک اندیشهی آناکورنستیک است؛ اندیشهای که نسبت به زمان خود متأخر است؛ اندیشهای که بازگشت به گذشته را مطالبه میکند و واپسگراست. ما باید شرایط فعلی را از منظر بینالمللی در نظر بگیریم و نقش جمهوری اسلامی ایران را در هندسهی جدید جهانی مد نظر قرار دهیم. اینکه بگوییم هشت سال راه را اشتباه رفتهایم خلاف منویات مقام معظم رهبری است.
- تمرکز و تأکید بر اصول و ارزشهای اسلامی و در رأس همهی آنها، پایبندی به ولایت فقیه، مورد خواست مردم ایران است. بر اساس تجربه، این موضوع را در آزمون سالهای 88 و 92 میتوان مشاهده کرد. از این رو، موفقیت و پیشبرد اهداف، منوط به این اصول و ارزشهاست. توجه داشته باشیم که بار اصلی این نظام بر دوش مردم است؛ مردمی که به ارزشهای انقلاب، مانند دفاع از عزت و کرامت ملی در مقابل سلطهجویان، عدالت و... معتقدند. لذا نباید حرفی و قدمی خلاف خواست مردم زده و برداشته شود.
- به فرض اینکه شرایط فعلی شرایط افراط است (که باید سر آن بیشتر صحبت کرد که آیا هست یا خیر)، ما نباید اجازه بدهیم شرایط گذار از افراط به افراط داشته باشیم. ما باید روی خط اعتدال بمانیم و نباید این فرصت خوبی را که در اختیار دولت قرار داده شده است، به دلیل برخی حواشی، از دست بدهیم. اگر دولت از مبانی انقلاب، استکبارستیزی، استقلالطلبی، رسیدگی به محرومان، عدالت و سادهزیستی فاصله بگیرید؛ از خط اعتدال خارج شده است. اگر بخواهد از نظر فکری و سیاسی به غرب نزدیک باشد، از خط اعتدال خارج شده است و... اینها موارد منحصر به هیچ دولتی نیست و مربوط به همه است. هر دولتی اگر از این مبانی فاصله بگیرد، از روند اعتدال خارج شده است.
- خیلیها دوست دارند آقای روحانی را نماد سازش با آمریکا و... معرفی کنند. ما نباید اینجا اشتباه کنیم، آقای روحانی با این تعریف از مقاومت که مقاومت یعنی پافشاری بر اهداف و نه الزاماً مقاومت در روشها، در گفتمان مقاومت تعریف میشود. مواضعی هم که ایشان در نشست خبری اخیر داشتند، مؤید این مسئله است.
- بعضی از نگاهها معتقدند که گروههای اپوزیسیون و آنهایی که میانهای با نظام ندارند و معمولاً از افراد خاصی حمایت میکنند، با توجه به بعضی از تبلیغات، چه در داخل و چه در خارج از کشور، در صحنه حضور یافتند و در انتخابات شرکت کردند و رأی دادند. در بین اصولگراها با فعال شدن آرای خاموش و خاکستری مواجه بودیم و اصلاحطلبان احساس کردند که میتوانند مطالباتشان را در این دولت تأمین کنند. به طور مثال، شبکههای فارسیزبان ماهواره، روی یکی از کاندیداها تمرکز و او را تبلیغ میکنند، در حالی که آن کاندیدا متعلق به نظام و در چارچوب آن است. اما آنها احساس میکنند میتوانند مطالباتشان را از طریق این دولت بیشتر پیگیری کنند. بنابراین طیفی که به آن سمت گرایش دارند هم در این سبد رأی مشارکت داشتهاند.
- آرای خاکستری و مردد که تا روزهای پایانی تصمیم خاصی نداشتند، به نوعی به نفع آقای روحانی جذب شدند. تحلیلهای متفاوتی وجود دارد، اما چیزی که من به آن معتقدم این است که بدنهی مردمی نظام جمهوری اسلامی و همهی کسانی که همیشه در صحنه هستند، قشر محروم، مذهبی و اقشاری که سعی میکنند در امور سیاسی نظام مثل راهپیماییها مشارکت داشته باشند، عمدهی افرادی بودند که تصمیم گرفتند به آقای روحانی رأی بدهند. نوعی نگرانی و نارضایتی از وضعیت اقتصادی و تورم و امثال این مسائل موجب شد این بدنهی مردمی به آقای روحانی، به خاطر شعار اعتدالگرایی، رأی بدهند.
- توازن قدرت برای دولتها مسئلهای آرمانی محسوب میشود. اگرچه تلاششان این است که به نوعی دولتی فراجناحی و میانهرو داشته باشند و قدرت بین گروهها و اشخاص و رجال سیاسی توزیع شود، اما معمولاً به خاطر آن پشتوانههای فکری که دارند، موفق به ایجاد توازن نخواهند شد. بعضیهایشان دوست دارند و موفق نمیشوند و بعضی اساساً دوست ندارند که این کار را انجام دهند. با توجه به شعار اعتدالگرایی که آقای روحانی داشتند، امیدواریم این مهم، تحقق پیدا کند.
- شعار پرهیز از افراطگرایی شعار خوبی است که همهی ما به آن اعتقاد داریم، ولی بعضیها مثل آقای ترکان، افراطگرایی را از هشت سال قبل ترسیم میکردند و افراطگرایی و حذف بعضی از رجال سیاسی یا برخوردهای خارج از اصول تدبیر و مدیریت را مختص دولت نهم و دهم میدیدند. در صورتی که این صحبتها تعارضهای درونگفتمانی دارد با صحبتهای آقای روحانی به عنوان کسی که معتقد است دولتش تداوم دولتهای سازندگی و اصلاحات است. اگر جریانشناسی کنید، متوجه خواهید شد که افراطگرایی در دولت آقای هاشمی به نوعی ظهور پیدا کرد و به روی کار آمدن گفتمان رقیب، یعنی دولت آقای خاتمی را میتوان حاصل افراطگرایی دولت آقای هاشمی دانست. یعنی افراط گرایی فقط این گونه نیست که مختص دولت نهم و دهم باشد. اگر قرار باشد با مبانی دولت سازندگی یا اصلاحات پیش رویم هم دچار افراطیگری خواهیم شد. بنده معتقدم اگر دولت «تدبیر و امید» نتواند اعتدال را رعایت کند و در همان گرفتاریهای دولتهای سازندگی و اصلاحات گرفتار شود، قطعاً پس از چهار سال یا هشت سال، گفتمان رقیبی به وجود خواهد آمد و مردم از این گفتمان زده خواهند شد.
- دولت یازدهم برای اینکه به اعتدال برسد، باید به شعارها و ملزومات شعارهایش، مانند فراجناحی بودن، پایبند باشد. استفاده از یک طیف خاص، چه اصولگرا و چه اصلاحطلب، یعنی به بنبست رسیدن سیاسی در دولت. نکتهی دیگر اینکه با افراد و جریانات افراطگرا باید مقابله شود. هر دولتی که روی کار میآید، طیفی از مردم طرفدار آن هستند. بعضی معتدل و برخی تندرو هستند. شخصی که به عنوان رئیسجمهور انتخاب میشود باید بتواند توقعات طرفداران خود را در بدنهای که مجری امور هستند، در بین مدیران و سیاستگذاران، چه آنها که تندرو هستند و چه آنها که معتدلاند، مدیریت کند. اگر نتواند مدیریت کند و مطالبات آنها بر جریان کلی دولت غلبه پیدا کند، دولت زمین میخورد و در بلندمدت از دید مردم میافتد.
- موضوعی که من بر آن تأکید دارم و در دولتهای گذشته اتفاق افتاد این است که همهی آنها گرفتار عدم مدیریت توقعات طرفداران افراطی شدند و در نهایت، اقبال مردم نسبت به این دولتها برگشت. بنابراین پرهیز و مقابله با افراطگرایی را باید در عمل نشان دهیم و از ابزارهای اعتدال در عمل استفاده کنیم.
- بعضی از افراد این دید را دارند که رد صلاحیت آقای هاشمی، حذف رجال سیاسی و به نوعی، افراطگرایی است. نکتهای در باب این موضوع وجود دارد که آقای هاشمی سرمایهی نظام هستند و در شورای نگهبان رد صلاحیت شدهاند. این کار قانونگرایی بود، نه افراطگرایی. چرا که این شخص خود را در محک وقایع و مسائل سیاسی گذاشته است و کارنامهای دارد که در یک نهاد قانونی بررسی شده است و برای این سمت ایشان را مناسب ندانستهاند؛ کما اینکه ایشان سمتهای دیگر و بالاتری میتوانند در نظام داشته باشند و در جای دیگری، متناسبتر برای خدمت به مردم باشند.
- تغییر در روشها قطعاً میتواند مؤثر باشد، منتها اینکه این تغییر به چه سمتی میخواهد باشد سؤال مهمی است که باید در عرصهی سیاسی به آن دقت داشت. طرف مقابل ما یک کودک و یا یک فرد عامی نیست که با اصول دیپلماسی آشنایی نداشته باشد و ما بگوییم با ادبیات متفاوتی میتوانیم نظرش را جلب کنیم. او تمام زیر و بم سیاستهای داخلی و خارجی ما را میداند؛ اطلاعات امنیتی، از زیرساختها و مسائل امنیتی، ظرفیت کشورمان، اقتدار ما و نفوذ در داخل و خارج و امثال اینها را میداند. بنابراین صرفاً ادبیات نمیتواند چارهساز باشد؛ اما مدل گفتوگو، بر اساس شیوههای علمی و استفاده از افرادی که در عرصهی گفتوگو توانمند باشند، اگر تغییر رو به جلو و رو به پیشرفتی را در پی داشته باشد، قطعاً میتواند مؤثر واقع شود.
- رئیسجمهور باید بتواند توقعات طرفداران خود را در بدنهای که مجری امور هستند و در بین مدیران و سیاستگذاران، چه آنها که تندرو هستند و چه آنها که معتدلاند، مدیریت کند. آقای روحانی باید بتواند مطالبات عموم مردم را مهندسی و مدیریت کند و به یک طیف و گروهی نسبت به بقیه بیشتر بها ندهند؛ این میشود خط اعتدال. اگرچه گرایشهای فکری و سبک و سیاق مدیریتی قطعاً باعث میشود رئیسجمهور از بعضی افراد بیشتر استفاده کند، ولی نباید به گونهای باشد که در بلندمدت، عدهای از مردم و رجل سیاسی، سرخورده شوند. خطوط قرمز این مسئله را هم قانون و ولایت برای ما مشخص کرده است که آقای روحانی تا به حال به هر دو زمینه پایبند بودهاند. نمونهای از این مسئله، فضای بسیار زیبایی بود که بعد از اعلام نتایج شاهد آن بودیم؛ شور عظیم مردمی به منصهی ظهور آمد، همراه با شادی و بدون اینکه شخصی یا کسی یا نهادی مورد بیاحترامی قرار بگیرد یا اموال مردم آسیب ببیند. این تدبیر آقای روحانی بود که شور و نشاط مردمی را کاملاً به سمت متعادلی هدایت کردند.(*)
* گروه سیاسی اندیشکدهی برهان/انتهای متن/
|
نويسنده : وحید کریمی درقیلان
>تاريخ : شنبه 1 تیر 1392
|
|
